پژواکهای روانی در ناخوشی پیش از قاعدگی (PMDD): تحلیل روانکاوی و درمانهای معاصر
سخن آغازین

“بدنی در شورش، احساسات موج میزند، حاکمیت چرخهها و فرآیندهای نامرئیای که هرگز نمیتوان به طور کامل آنها را مهار کرد با شکایتهای رایج گرفتگی شکم و پهلو، سردرد، و نوسانات خلقیای که پیشزمینهی درگیریهای عاطفی و مشکلاتی است که ناگهان غیرقابل تحمل میشوند، تمایلی به برچسب جسمانی زدن به همه چیز و اصرار بر اینکه تمام این رنج نتیجهای از عدم تعادل زیستی است و بنابراین تسکین قبل از هر چیز از طریق دارو حاصل خواهد شد.
گاهی اوقات مداخلات پزشکی مؤثر است و رنج را کاهش می دهد. گاهی اوقات علائم خاموش می شوند. اما زمانی که علائم در طول زندگی بیمار دارای اثرات نوسانی هستند جستوجو برای درمان، هیچ نوشدارویی به همراه ندارد، ایدهی جستوجوی نوع دیگری از کمک، فرد مبتلا را به موقعیت جدیدی سوق می دهد که در آن او دیگر ابژه (موضوع) پزشکی نیست بلکه موضوع تحقیقات خودش است.”
متنی که خواندید بخشی از فصل 4 کتاب از یک دوره تا دورهی بعد…: قاعدگی و فرآیند روانکاوی کار کردن بر روی جنسیت زنانه نوشتهی لورن ال. هچ است که به بررسی ارتباط بین روانکاوی و جنبههای زنانه زندگی زنان از جمله قاعدگی میپردازد.
به معضلات مرتبط با قاعدگی مانند هر نشانه (سیمپتوم) دیگری میتوان از چشماندازهای متفاوتی نگریست. شاید این به قصد ما از نگاه کردن به سیمپتوم بستگی دارد.
عموما روانشناسی و روانپزشکی اهمیت و اولویت را به محتوای سیمپتوم به هدف رفع آن میدهند. اما روانکاوی، عینک متفاوتی برای نگریستن به مسائل دارد. روانکاوی معتقد است که سیمپتوم از بین نمیرود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند! به همین ترتیب برای روانکاو قاعدگی و رنجهای پیرامون آن در بستر شخصیت و تاریخچه متفاوت هر زن، اهمیت منحصرد بفرد خود را دارد. روانکاوی چه در تاریخ شکلگیری خودش و چه در آنچه هرروزه در دفتر کار یک روانکاو اتفاق میافتد، تلاشی سلبی و شکاکانه در برخورد با مفاهیم و مسائل انسانی دارد و آماده است تا به هر تعریفی که با قطعیت برای مسائل پیدا یا برخورد میکند شک کند.
من سمیرا موحدی، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، در این متن به طور ویژه به نوع خاصی از اختلالات مربوط به قاعدگی میپردازم که PMDD نام دارد. برای آشنایی بیشتر، در ابتدا از لنز روانشناسی و روانپزشکی آن را بررسی میکنیم تا فهم روشنی از این اختلال بهدست آوریم و در انتها مجددا به چشمانداز روانکاوانه بازمیگردیم.
تعریف

https://www.babyclinic.co.nz/blog/what-is-pmdd
اختلال دیسفوریک پیش از قاعدگی (PMDD)، یک اختلال خلقی شدید است که با علائم شناختی-عاطفی و جسمی در هفته قبل از قاعدگی مشخص میشود و میلیونها زن در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از تحولات اخیر مهم، شناخت PMDD به عنوان یک اختلال مجزا در DSM-5 (راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) است.
در تعریف PMDD، علائم خلقی کلیدی هستند. هر دو تشخیص DSM-IV و DSM-5 بر اساس الگویی از علائم جسمی، عاطفی و/یا رفتاری پیرامون قاعدگی است، با الزام به وجود حداقل یکی از علائم کلیدی عاطفی مانند نوسانات خلقی (افسردگی، تحریکپذیری، حساسیت به طرد شدن)، تحریکپذیری یا عصبانیت که اغلب با افزایش تعارضات بینفردی همراه است، افسردگی شدید، ناامیدی یا افکار خودتخریبی، یا اضطراب و تنش. زنان ممکن است همچنین دچار مشکلات تمرکز یا احساس از دست دادن کنترل شوند. این علائم شناختی-عاطفی میتوانند با علائم رفتاری و جسمانی مانند از دست دادن علاقه به فعالیتهای معمول، کمبود انرژی، تغییرات در اشتها یا هوسهای غذایی، تغییرات در خواب و علائم جسمانی منحصر به پیش از قاعدگی مانند حساسیت سینه، تورم سینه یا نفخ همراه باشند.
بر اساس معیارهای DSM-5، این علائم باید در اکثر چرخههای قاعدگی در سال گذشته رخ داده باشند تا معیارهای تشخیص PMDD را برآورده کنند. دادهها از نمونههای جامعه و بالینی زنان با تشخیص تایید شده PMDD نشان میدهند که بیشترین شدت علائم از ۳-۴ روز قبل از شروع قاعدگی تا ۳ روز پس از شروع قاعدگی رخ میدهد. علائم باید در هفته پس از قاعدگی غایب باشند.
بهتر است که بین علائم پیش از قاعدگی (PS)، سندرم پیش از قاعدگی (PMS) و اختلال ناخوشی پیش از قاعدگی (PMDD) تمایز قائل شویم.
علائم پیش از قاعدگی (PS)
علائم معمولی پیش از قاعدگی شامل تغییرات فیزیکی، عاطفی و رفتاری متنوعی است که شامل احساس افسردگی، انفجارهای خشم، تحریکپذیری، گریه، اضطراب، گیجی، انزواطلبی اجتماعی، کاهش تمرکز، اختلالات خواب و تغییرات در تشنگی و اشتها میشود. علاوه بر این، علائم فیزیکی مانند حساسیت سینهها، نفخ، افزایش وزن، سردرد، تورم دستها یا پاها و دردهای عمومی نیز به طور معمول تجربه میشوند. در دو هفته قبل از شروع قاعدگی، تا 75% از زنان حداقل یک علامت فیزیکی یا عاطفی را تجربه میکنند. بین 50 تا 80 درصد از زنان در این دوره ناراحتی قاعدگی را احساس میکنند، در حالی که بین 30 تا 40 درصد از زنان PMS را تجربه میکنند.
سندرم پیش از قاعدگی (PMS)
سندرم پیش از قاعدگی تحت کد ICD-10، طبقهبندی بینالمللی بیماریها، توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) طبقهبندی شده است. هر زن در سن باروری ممکن است از این بیماری رنج ببرد؛ اضطراب، دردهای جسمی، حساسیت سینهها و تحریکپذیری شایعترین علائم هستند. بر اساس کالج آمریکایی زنان و زایمان، PMS به وقوع دورهای از علائم اشاره دارد که به اندازهای شدید هستند که بر برخی جنبههای زندگی تأثیر بگذارند و به طور منظم و پیشبینیشده در ارتباط با قاعدگی رخ دهند. علائم ممکن است در هر زمان بین اولین پریود و یائسگی ظاهر شوند. مضرات این بیماری میتواند قابل توجه باشد؛ زنان مبتلا به PMS کار بیشتری از دست میدهند، هزینه بیشتری برای مراقبتهای بهداشتی میپردازند و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کمتری دارند.
تشخیص PMS میتواند در صورتی صورت گیرد که زن گزارش دهد که حداقل یکی از علائم عاطفی و جسمی، که توسط کالج آمریکایی زنان و زایمان تعریف شده است، در پنج روز قبل از قاعدگی در هر یک از سه چرخه قاعدگی قبلی وجود داشته باشد.
اختلال ناخوشی پیش از قاعدگی (PMDD)
PMDD 3-8% از زنان را تحت تأثیر قرار میدهد. PMDD که به عنوان نسخه شدید PMS شناخته میشود، عمدتاً علائم روانشناختی را نشان میدهد. انجمن روانپزشکی آمریکا، PMDD را به عنوان یک دسته جدید تشخیصی برای افسردگی در نسخه پنجم کتاب تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5) قرار داده است. اختلالات دوقطبی و اضطراب عمومی دو شرایطی هستند که در زنان مبتلا به PMS شایعتر هستند. بر اساس یک متاآنالیز، زنان مبتلا به PMDD چهار برابر بیشتر احتمال دارند که افکار خودکشی داشته باشند و هفت برابر بیشتر احتمال دارند که اقدام به خودکشی کنند.
برای تشخیص PMDD، همانند PMS، برای برآورده کردن معیارهای تشخیصی، بیمار باید حداقل پنج علامت را که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا در هفته قبل از قاعدگی فهرست شده است داشته باشد و این علائم باید در چند روز پس از شروع قاعدگی بهبود یابند.
علائم

انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) در DSM-5 معیارهای دقیقی برای تشخیص این اختلال تعیین کرده است.
طبق DSM-5، برای تشخیص PMDD، باید حداقل پنج علامت از علائم زیر در هفته پایانی قبل از شروع قاعدگی و با بهبود در عرض چند روز پس از شروع قاعدگی، و بهبود کامل در هفتههای پس از قاعدگی مشاهده شود:
علائم عاطفی و رفتاری:
نوسانات شدید خلقی: احساس ناگهانی غمگینی یا گریه، یا افزایش حساسیت به رد شدن.
تحریکپذیری یا عصبانیت شدید: افزایش تعارضات بینفردی.
افسردگی شدید: احساس ناامیدی یا افکار خودکشی.
اضطراب یا تنش شدید: احساس بیقراری یا تحریکپذیری.
علائم فیزیکی و شناختی:
کاهش علاقه به فعالیتهای روزمره: افت محسوس در علاقه به فعالیتهای معمول.
دشواری در تمرکز.
خستگی یا کاهش انرژی.
تغییرات شدید در اشتها: پرخوری یا هوسهای غذایی خاص.
اختلالات خواب: بیخوابی یا خواب زیاد.
احساس خستگی یا از دست دادن کنترل.
علائم فیزیکی: حساسیت یا تورم سینه، درد مفاصل یا عضلات، سردرد، نفخ یا افزایش وزن.
علل
علت دقیق PMDD هنوز به طور کامل مشخص نیست، اما اعتقاد بر این است که با حساسیت به تغییرات هورمونی در طول چرخه قاعدگی مرتبط است. عوامل موثر ممکن است شامل موارد زیر باشد:
زمینه ژنتیکی، سطوح غیرطبیعی سروتونین (یک نوروترانسمیتر مرتبط با تنظیم خلق و خو)، استرس و سایر عوامل محیطی
درمان
طبق پروتکل انجمن روانپزشکی آمریکا (APA)، درمان PMDD ممکن است شامل موارد زیر باشد:
درمانهای دارویی:
مهارکنندههای بازجذب سروتونین (SSRIs): این داروها میتوانند علائم عاطفی و فیزیکی PMDD را کاهش دهند.
قرصهای ضد بارداری: برخی از انواع قرصهای ضد بارداری هورمونی میتوانند به تنظیم نوسانات هورمونی کمک کنند.
داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی (NSAIDs): برای کاهش درد و علائم جسمی.
درمانهای غیردارویی:
درمان شناختی-رفتاری (CBT): این نوع درمان میتواند به فرد کمک کند تا راهکارهای مقابله با استرس و مدیریت علائم را بیاموزد.
تغییرات سبک زندگی: شامل ورزش منظم، رژیم غذایی سالم، و تکنیکهای مدیریت استرس.
همانطور که مستحضر هستید، تلاش برای درمان و مقابله با سیمپتوم نه در حوزهی اختیاری روانکاوی، بلکه در حوزهی اختیاری روانپزشکی و رویکردهایی در روانشناسی است که مشخصا نشانهمحور هستند و به دنبال حذف یا کاهش نشانهی بیماریزا هستند. در روانکاوی چنین دستاوردی میتواند در نتیجه فرایند روانکاوی بوجود بیاید نه در هدف آن.
عواطف از آنچه در این دوره تجربه میکنید قابل تحملترند!
در طول دوره PMDD، عواطف فرد میتواند به شدت اغراق شده و غیرمنطقی باشد. این موضوع میتواند منجر به واکنشهای بیش از حد و تصمیمات نامناسب شود. برای مثال فرد ممکن است تصمیمات مهم زندگیاش را بر اساس احساسات موقتی و شدید بگیرد، که بعداً پشیمانی به دنبال داشته باشد. و یا تحریکپذیری و عصبانیت میتواند باعث واکنشهای غیرمنطقی به مسائل کوچک شود، که روابط فرد را به خطر میاندازد.
اما آیا چنین بزرگنماییای در این دوره صرفا ارزش زیستشناختی دارد؟!
نخستین بار چه کسانی به این تغییرات پیش از قاعدگی توجه نشان دادند؟
بیشتر زنانی که به طور منظم قاعدگی دارند، در دوره بین تخمکگذاری و قاعدگی، تغییرات فیزیکی، روانشناختی و رفتاری مختلفی را تجربه میکنند. یکی از اولین توصیفات این تغییرات توسط هورنای در سال 1931 ارائه شد. تقریباً در همان زمان، مقاله مهم دیگری توسط فرانک منتشر شد که به عنوان اولین گزارش بالینی مدرن از علائم پیش از قاعدگی شناخته میشود. هورنای و فرانک هر دو از اصطلاح “تنش پیش از قاعدگی” برای برجسته کردن اختلالات عاطفی دورهای که در قسمت آخر چرخه قاعدگی رخ میداد، استفاده کردند. هرچند دیدگاههای آنها در مورد این شرایط متفاوت بود.
کارن هورنای، روانکاو فمینیست آلمانی، “تنش پیش از قاعدگی” را به عنوان یک پاسخ روانشناختی به اضطرابها و خیالپردازیهای مربوط به بارداری و نیز ناامیدیهای ناشی از محدودیتهای فرهنگی در بیان جنسیتی زنان توصیف کرد، در حالی که رابرت فرانک، متخصص زنان، علائم را به تجمع هورمون استروژن زنانه نسبت داد و مداخله پزشکی را توصیه کرد.
فرانک بر خلاف هورنای، تنش پیش از قاعدگی را به عنوان یک فرآیند پاتولوژیک (مرضی) تلقی کرد و بر درمان دارویی تمرکز کرد. در حالی که هورنای استدلال میکرد که این وضعیت یک فرآیند پاتولوژیک نیست زیرا نوسانات خلقی، اضطراب و تحریکپذیری در زنانی که در غیر این صورت و پیش از این سالم بودند، رخ میدهد.
باری دیگر روانکاوی!

کتاب از یک دوره تا دورهی بعد…: قاعدگی و فرآیند روانکاوی کار کردن بر روی جنسیت زنانه نوشتهی لورن ال. هچ، که در ابتدای متن نقل قولی از آن را خواندید، یک بررسی جامع و عمیق از جایگاه قاعدگی در روانکاوی و تاثیرات آن بر جنسیت زنانه ارائه میدهد که در ادامه به طور خلاصه به آن میپردازم تا اجمالا با نگاه روانکاوی به مسئلهی قاعدگی زنان به عنوان یکی از مهمترین نشانههای جنسیت زنانه بیشتر آشنا شویم.
قاعدگی به عنوان یک تابو
از دیدگاه تاریخی، قاعدگی بهطور مداوم به عنوان یک تابو در جوامع غربی شناخته شده است. این پدیده طبیعی و فیزیکی، که بخش جداییناپذیر از تولیدمثل زنان است، در بسیاری از متون علمی و انسانی بهعنوان چیزی که باید از آن اجتناب کرد، مورد تمسخر قرار گرفت یا انکار شد. نویسنده به بررسی تابوهای قاعدگی در ادیان و فرهنگهای مختلف میپردازد و نشان میدهد که چگونه این تابوها تجربه زنان را به حاشیه رانده و آنها را از بیان تجربیاتشان محروم کردهاند و معتقد است که انکار تجربیات قاعدگی در روانکاوی نه تنها باعث سرکوب صدای زنان شده، بلکه مانع از شناخت کامل جنسیت زنانه و پیچیدگیهای روانی مرتبط با آن گردیده است.
نویسنده به نقل قولی از مقاله جانی همپتون در سال ۲۰۱۷ اشاره میکند که خلاصهای از دیدگاههای تاریخی در مورد قاعدگی را ارائه میدهد. برای مثال، پلینیوس بزرگ در قرن اول میلادی در کتاب “تاریخ طبیعی” مینویسد: “اگر زنی در حالی که قاعدگی دارد لخت شده و در مزرعهای قدم بزند، کرمها و حشرات از بین میروند.” این باورها در قرون وسطی به شکلهای دیگری همچون اینکه “اگر آلت مرد با خون قاعدگی تماس پیدا کند، خواهد سوخت” و یا اینکه “فرزندانی که در دوره قاعدگی باردار شوند، شیطانی یا معلول خواهند شد” مشاهده میشوند.
در بسیاری از فرهنگها و مذاهب، قاعدگی به عنوان یک امر ناپاک و ناپسند تلقی شده است. بهعنوان مثال، در برخی جوامع اسلامی و یهودی، زنان در دوران قاعدگی جدا از بقیه اعضای خانواده نگه داشته میشوند. این تفکر که زن قاعدهای میتواند محیط اطراف خود را آلوده کند، منجر به ایجاد رسوم و آیینهایی برای جدا کردن آنها از دیگران شده است.
نویسنده به تنوع تجربیات و دیدگاهها در مورد قاعدگی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این تجربه جسمانی در طول دورههای مختلف زندگی فرد تغییر میکند و تاثیرات فرهنگی و اجتماعی متفاوتی دارد.
در این راستا، سوالاتی همچون “زن چیست؟” و “چه چیزی زن را زن میسازد؟” مطرح میشوند و نشان میدهند که چگونه قاعدگی میتواند بهعنوان یکی از نشانههای هویت زنانه تلقی شود، اما در عین حال از نظر بسیاری از افراد، این نشانه ممکن است ناکافی یا نادرست باشد.
قاعدگی در کارهای فروید
فروید در نظریههایش تفاوتهای جنسی را به عنوان یک اصل بنیادین درک روان انسان در نظر میگیرد. او معتقد است که تفاوتهای بین زنان و مردان نه تنها در سطح فیزیکی بلکه در سطح روانی نیز وجود دارد. در این راستا، قاعدگی به عنوان یکی از نشانههای فیزیکی تفاوتهای جنسی مورد توجه فروید قرار میگیرد. اما در عین حال، فروید در نظریههای خود تفاوتهای جنسی را به گونهای مبهم مطرح کرده است. او در برخی از آثارش تفاوتهای بین جنسها را نادیده گرفته و در برخی دیگر به آنها اشاره کرده است.
در فرهنگهای مختلف، قاعدگی همواره به عنوان یک تابو مطرح بوده است. فروید نیز این تابوها را در نظریاتش مورد بررسی قرار میدهد. او معتقد است که تابوهای مرتبط با قاعدگی ناشی از ترسها و اضطرابهای ناخودآگاه هستند. این تابوها باعث میشوند که تجربههای زنانه، به ویژه قاعدگی، در فرهنگ نادیده گرفته شوند یا به حاشیه رانده شوند.
تابوی خون قاعدگی و تمام مفاهیمی که این خون برای ما به همراه دارد، به عنوان منبع تابوی فروید نسبت به زنان و در نتیجه به جنسیت زنانه در آثار او مورد بررسی قرار میگیرد. نویسنده تأکید میکند که این تابو منجر به انکار تجربه زنان در روانکاوی شده است، همانطور که در بسیاری از رشتههای دیگر نیز مشاهده میشود.
اجبار به تکرار و چرخه قاعدگی!
نویسنده اشاره میکند که چرخه قاعدگی بازتابی از تکرارهایی است که ما محکوم به زندگی کردن آنها هستیم. پایان یک دوره قاعدگی، آغاز یک موج جدید از زندگی و فرصت برای خلق جدید را نشان میدهد. این چرخه به عنوان یک نمودار بزرگتر از زندگی تولیدمثلی بدن زنانه دیده میشود که در طی آن هم زنان و هم مردان با آنچه که برایشان ترسناک، معجزهآسا، و غیرقابلگریز است، مواجه میشوند.
مقدمهای بر مناظرات روانتحلیلی دهههای 1920 و 1930
نویسنده با اشاره به حجم زیادی از مقالاتی که در این دوران درباره رشد روانی_جنسی دختران نوشته شده، نشان میدهد که چگونه در تحلیلهای روانتحلیلی زنان، بالین دیگر تئوریها را هدایت نمیکند بلکه تئوریها بر بالین تحمیل میشوند.
با وجود ارائه مثالهای متعدد از موارد بالینی که به روایت ثابت نظریای درباره چگونگی تبدیل دختر به زن میپردازند، عدم قطعیت همچنان در این مقالات غالب است. در کارهای اولیه فروید، فرض بر این بود که تفاوتهای جنسیتی وجود ندارد، اما مواردی نیز وجود داشت که این فرض نقض میشد و فروید را در تئوریزه کردن این تفاوتها به چالش میکشید. نظریهپردازان معاصر فروید نیز نتوانستند به یک نظریه واحد درباره تمایلات جنسی زنان دست یابند و تئوریهای مختلفی درباره تفاوتهای جنسی مطرح کردند. این تلاشها برای تدوین یک مسیر روانی برای زن بودن، بهطور مداوم با موانع و بنبستهایی مواجه بود و نتوانست به یک فهم جامع و پذیرفته شده منجر شود.
ایدههای اصلی لکان در روانکاوی
لکان معتقد است که نظامهای سمبولیک (زبان و فرهنگ) قادر به دربرگرفتن تمام تجربیات انسانی نیستند و همیشه بخشی از واقعیت به عنوان “واقع” باقی میماند که غیرقابل بیان است. قاعدگی یکی از این بخشهای واقعی است که به سختی در زبان و فرهنگ گنجانده میشود.
لکان برخلاف فروید، تفاوتهای جنسی را تنها به ساختارهای بیولوژیکی محدود نمیکند بلکه آنها را در سطحی سمبولیک و روانی تحلیل میکند. زنانگی در نظریه لکان به عنوان مرزی برای سیستمهای سمبولیک ما در نظر گرفته میشود که نشان دهنده محدودیتهای زبان و فرهنگ در توضیح تجربههای زنانه است.
قاعدگی و مرگ
لکان قاعدگی را به عنوان نقطهای میبیند که در آن مرزهای زندگی و مرگ به چالش کشیده میشوند. او معتقد است که قاعدگی یادآور مرگ و فناپذیری انسان است و به همین دلیل است که در بسیاری از فرهنگها و زبانها به عنوان یک تابو تلقی میشود.
چرخه قاعدگی با تکرارهای خود نشان دهنده نوعی اجبار به تکرار است که در نظریههای روانکاوی به عنوان یکی از نیروهای بنیادین روانی شناخته میشود و بازنمایی کنندهی سائق مرگ هستند. این تکرارها همواره بین مرگ و زندگی، نو شدن و پایان یافتن در نوسان هستند.
هنر به عنوان واسطهای برای بیان تجربیات زنانه
در ادامه، نویسنده به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه فرآیندهای روانکاوی و خلاقیت هنری میتوانند به بیان تجربیات زنانه کمک کنند. این بیانها در سطح فردی یا اجتماعی، نشانهها، علائم و ارتباطاتی پراکنده را نشان میدهند؛ یک نماینده روانی-زبانی از نیروی فیزیکی که از بدن بیرون میآید، به دنیای بیرون پراکنده میشود و با معنای جدید به خاستگاه خود بازمیگردد.
سخن پایانی:
آنچه در انتها بر ما عیان شده است تفاوت آشکار برخورد روانشناسی و روانکاوی با ناراحتیها و اختلالات مرتبط با قاعدگی زنان، مانند PMDD، است. درمانهای روانشناسی، به ویژه درمانهای شناختی-رفتاری، در رویکرد شباهت زیادی با پزشکی دارند و میتوانند جهت کنترل علائم ناشی از PMDD یا سایر ناراحتیهای مرتبط با قاعدگی میسر واقع شوند. درحالیکه روانکاوی از چنین شکایاتی برای فهم هرچهبیشتر شخصیت و داستان زندگی منحصربفرد بیمار استفاده میکند و به طور معمول ارائه راهکار برای بهبودی علائم را به روانشناسان و روانپزشکان میسپارد.
شاید بتوان گفت شباهتی که روانشناسی و روانکاوی در برخورد با این اختلالات دارند این است که هر دو متوجه تاثیرات اغراقآمیز آنها بر وضعیت روانی فرد هستند. اما تعبیرشان و مهمتر از آن برخوردشان در مواجهه با این اغراقآمیزبودن متفاوت است.
پیشنهاد ما برای آشنایی بیشتر با PMDD:
ارجاعات:
Hantsoo, L., & Epperson, C. N. (2015). Premenstrual Dysphoric Disorder: Epidemiology and Treatment. Current psychiatry reports, 17(11), 87. https://doi.org/10.1007/s11920-015-0628-3
Liguori, F., Saraiello, E., & Calella, P. (2023). Premenstrual Syndrome and Premenstrual Dysphoric Disorder’s Impact on Quality of Life, and the Role of Physical Activity. Medicina (Kaunas, Lithuania), 59(11), 2044. https://doi.org/10.3390/medicina59112044
Hampton, J. (2017). The Taboo of Menstruation. Aeon Magazine. Retrieved from https://aeon.co/essays/throughout-history-and-still-today women-are- shamed-for- menstruating
Hatch, L. (2023). From One Period to the Next: Menstruation and the Psychoanalytic Process of Becoming Feminine.